عناصر نمادین در دوران ساسانی - نقوش و نمادهای جانوران ترکیبی بر روی آثار ساسانی

درس ساسانی دانشجویان ارشد باستان شناسی دانشکده هنر و معماری دانشگاه بوعلی سینا

نقوش و نمادهای جانوران ترکیبی بر روی آثار ساسانی
ن : محسن ت : یکشنبه هفتم اسفند 1390 ز : 14:28
بال بر بدن انسان یا حیوان، علامت ایزدی و نماد قدرت محافظت است(هال، 1380: 30). حیوانات اسطوره ای در حکم موجودات نگهبان به کار می رفته اند و احتمالا نمادی از محافظت و پاسداری بوده اند.
زرتشتیان به فره وشی (ملک محافظ روح انسان) اعتقاد دارند و بر آن اند که هر فرد ذی حیات دارای فره وشی خاصی است که، عنصر ابدی وجود اوست و قبل از حیات هر فرد موجود بوده و بعد از وفات نیز وجود خواهد داشت. در آثار و حفریات و حجاری های ایران باستان اعتقاد به فره وشی را با تصویر "روح بال دار" نشان می دهند که، با موضوع اسطوره و اساطیر در این بخش ارتباط نزدیکی دارد. در واقع، این اعتقاد ناشی از تصور حیات پس از مرگ است که، در اندیشه ی مذهبی ایرانیان وجود داشته است. انسان یا حیوانی که در حیات خود فره وشی قوی و جنگ جویی داشته باشد پس از مرگ، روح او به آسمان برده نخواهد شد بلکه به روح او بال عطا می شود تا بتواند به صورت فره وشی محافظ سرزمین و مردم خود در زمین به زندگی پس از مرگ ادامه دهد و روح بال دار وظیفه ای خواهد داشت که، از یک فره وشی انتظار می رود. پاسبانی و محافظ هر موضوع مورد نظر در حیطه مسؤولیت فره وشی است. در آثار باستانی ارواح بال دار انسان، شیر، بز، اسب، گاو و یا ترکیبی از حیوان با سر انسان فره وشی های محافظ اند(دادور و منصوری، 1385: 143) در دوره ی ساسانی نیز آثاری از نقش شیر بال دار در مناطق مختلف مربوط به این دوره کشف شده است. ظروف فلزی مکشوفه از زمان ساسانی از جمله آثاری است که، تصاویر حیوانات بال دار از جمله شیرروی آن نقش شده است. دو نمونه آن جام فلزی است که نقش شیر بال دار روی آن ها منقوش است، در حجاری های طاق بستان نیز تصویری از شیر بال دار مشاهده می شود. نمونه دیگر از نقش شیر بال دار را می توان روی تنگ نقره ای دوره ی ساسانی مشاهده نمود؛ این اثر هم اکنون در موزه آرمیتاژ سن پترزبورک حفظ و نگه داری می شود(همان، 1385: 146) در زمان ساسانیان تصویری از اسب بال دار روی جام خسرو یکم به دست آمده است. روی مهرهای دوره ی ساسانی نیز می توان تصاویری از این حیوان را مشاهده نمود(همان، 1385: 152) گریفین در هنر خاور نزدیک خیلی پیش تر از دوره ی ساسانی دیده شده است. گریفین های ساسانی به سبک رومی نزدیک تر است تا به سبک خاور نزدیک. این مخلوقات دارای حالت طبیعی هستند و حالت ترس و هراس شان نیز کمتر است(دادور و مبینی، 1388: 232) دیو بال دار برنزی با بدن شیر و سری درنده خو با دو شاخ بر روی سر و بال های افراشته که احتمالا نشان گر روح شر می باشند، از افغانستان کشف شده است(هینلز، 1381: 10) در کتاب دینکرد، اسطوره ی اوستایی اَژی دَهاکَ که یک مار – اژدهاست، به یک فرمانروای بد تازیک (عرب) از بابل تبدیل شده است. این اسطوره به احتمال زیاد، واکنشی است در برابر استیلای عرب ها و برپایی پایتخت عباسیان در بغداد(دریایی، 1382: 127) جامی از قرون ششم و هفتم م. موجود در کانزاس سیتی، با نقش شیر بال دار که پوزه ی تهدید کننده ای دارد، بر روی صخره ای نقش شده است. این تصویر با منظره های طبیعی که معمولا بر روی جام ها نقش می بندد، تفاوت زیادی دارد. نقش اغلب حیوانات با صفت درنده خویی و شیطانی را بارز ساخته اند، گویی می خواسته اند که آن ها را مبین نیروهای ماوراءالطبیعه سازند. نقوشی که بر روی ظروف تجملی دیده می شود، از علت وجودی برخوردارند و تصور می شود که در شرق نیز مانند غرب (از ابتدای دوران مسیحیت) این تصویرها انعکاس ذوق و میل جامعه به داستان ها و شرح مسافرت ها در سرزمین های افسانه ای و چیزهای شگفت آور و رازآمیز و غیر انسانی و موحش هستند. هنرمند فلزکار، این موجودات خیالی را که پدید آورنده ی افسانه ها هستند برای برانگیختن اعجاب یا وحشت مصور کرده است(دادور و مبینی، 1388: 234) در دوره ی ساسانی بر روی مهرها نقش گاو بال دار با سر انسان که احتمالا نماد گوپت شاه مزدا پرست جانور اساطیری ایران (نیمه گاو و نیمه انسان) است که در کنار دریا به ستایش خدا مشغول است و حیوانات زیان آور را در دریا می کشد(همان، 1388: 252)
در اواخر دوره ی ساسانیان نمونه هایی از حیوانات اساطیری به صورت تلفیقی روی قالب های گچی و ظروف نقره ای به دست آمده که در این آثار ما ترکیب حیوان افسانه ای شیر و سگ با بال و دم پرنده، به نام سن مرو از «چال ترخان» می بینیم(دادور و منصوری، 1385: 166) یکی از حیوانات خیالی ایرانیان که به ویژه در دوران ساسانی اهمیت فراوان داشته «سن مرو» یا سیمرغ است که دارای طبایع مختلف شیر، سگ و پرنده بوده است. سر این جانور کمی شبیه گرگ و کمی مانند شیر یا پلنگ است، تنه ی آن حیوان پستانداری را نمایش می دهد، پاها و بال ها به عقاب می ماند(دادور و مبینی، 1388: 40) معنای سمبلیک سیمرغ به معنی آرزو، آتش، آزادی، اعتقاد، اقتدار، الوهیت، الهام امپراتوری،پیروزی و ... است(واحد دوست، 1379: 301) در اوستا saena  و در پهلوی به صورت sen-murv آمده است. سیمرغ یکی از پرآوازه ترین مخلوقات اوستا است. سیمرغ به نظر چون عقاب بسیار بزرگی می آید؛ بر سر درختی که بذر هر گیاهان و داروهای گیاهی در آن نهاده شده, چمباتمه زده است. در متن های پهلوی, سنگینی وزن سیمرغ از یک سو و بال به هم زدن او از سوی دیگر, سبب شکسته شدن شاخ و برگ این درخت می شود و بادها, بذرهای آن را در سراسر زمین پراکنده می کنند. می گویند سیمرغ جوجه های خود را شیر می دهد(احمدی دزفولی, 1386: 224) در جغرافیای اسلامی، کوه قاف را همان البرز می دانند که در آثار زرتشتی جنبه ی دینی و معنوی فراوان دارد و محل زندگی سیمرغ است(رضی، 1369: 689). سیمرغ تجسم الهه ی بزرگ آبهای آسمانی و زمینی «اردوی سورا» یا به نام معروف تر «ناهید / آناهید» بوده است و همچنین دارای طبایع مختلف شیر و عقاب یا شاهین بوده است (پوپ، 1380: 68). نقش شاهین با بال های گشوده، نماد حمایت الهی است که با پروازش تمام موجودات زمینی را تحت نفوذ خود در می آورد. لذا تصویر این پرنده ی قوی نشانه ی اقتدار کائنات بر امور دنیای خاکی است(یاحقی، 1369: 27) سیمرغ نماد عقل فعال و فرشته ی بالدار است. او آیینه ی عشق و مظهر تجلی حق می باشد(تنهایی، 1387: 146). سیمرغ ساسانی نقشمایه ی محبوب مرکب از حیوان وپرنده است و اغلب روی پارچه های ابریشمی، ظروف نقره و گچبری نمایش داده شده است(هرمان، 1387: 78) سیمرغ در کالبد ایزدان زرتشتی نیز حلول می یابد؛ اما حلول سیمرغ در کالبد ایزد پیروزی / ایزد بهرام تنها دلیل اهورایی بودن سیمرغ نیست(سلطانی گرد فرامرزی، 1372: 102). از سیمرغ به عنوان فرشته هم یاد می شود، در نقش برجسته طاق بستان نمونه ی فرشته مؤنث دیده می شود؛ اما درصد قابل ملاحظه ای از اشیاء منقور فلزی عهد ساسانی، به نقش فرشته ای در قالب پسربچه ی بالدلر (پوتو / پوتی) آراسته است)اسگر، 1377: 10) دردوره ی ساسانی جانور ترکیبی به نام سنمرو و یا سیمرغ ابداع شد که در ارتباط با اساطیر ایرانی است. به طور کلی  هر چه از زمان باستان به اواخر دوره ی ساسانی نزدیک تر می شویم، تعداد آثار با نقش مایه ی جانوران ترکیبی و نیز از جنبه خداگونه بودن آن ها کاسته می شود و بیشتر با اساطیر ایرانی پیوند می یابند(دادور و مبینی، 1388: 263)به طور کلی سیمرغ پرنده ایست که در دوران ساسانی دارای نماد قدرت های ماوراء الطبیعی می باشد.
تصویرپردازی در هنر ساسانی اگر با توجه به دیدگاه جهان ایران باستان بررسی شود، اهمیت خاصی می یابد. بدین ترتیب در هنرهای تزئینی، نقش مایه های جانوری چون گاو، اسب، قوچ و خروس، و گیاهان از جمله انار و لاله، از نظر فرهنگی، اقتصادی و مذهبی حائز اهمیت بسیارند. گذشته از این، آنها تجلی نویدها و نعمتهای زندگی هستند که به شکل استعاره های بصری بیان شده اند. مطمئنا بهترین و مفیدترین آفرینش ها در هنرهای تزئینی ساسانی تجلیل شده اند. بی تردید شکوهمندترین پادشاه جنگجوی دلاور و شکارچی قهرمان و تاج دار و سرافراز است. قطعا بهترین مرکب، اسبی است مظهر سرعت، تاج دار با زین و برگ آراسته که به طرز خیال پردازانه ای بالدار است. گاو گوسفند، اصیل ترین نماد نعمت های مادی، آراسته و با لگام مجلل وبهترین جانوران اند. میوه پر خاصیت انگور مطلوب ترین است. سرانجام، درخت شکوفه دار و میوه ی تاک، کنایه از رسیدن بهار و سخاوت پاییز، نماد بهترین فصول اند(کرتیس، 1389: 114)

.:: ::.


 

Powered By blogfa.com Copyright © by symbol0
This Themplate  By Theme-Designer.Com