عناصر نمادین در دوران ساسانی - نقش سمبل های گیاهی و جانوری در آثار هنری ساسانی

درس ساسانی دانشجویان ارشد باستان شناسی دانشکده هنر و معماری دانشگاه بوعلی سینا

نقش سمبل های گیاهی و جانوری در آثار هنری ساسانی
ن : محسن ت : جمعه پنجم اسفند 1390 ز : 23:30
اهمیت جانوران تزئین شده، گیاهان و نقش مایه های نمادین در هنر ساسانی موضوعی است که هنوز نیاز به اندیشه بیشتری دارد. هنرهای تزئینی ساسانی اغلب نمادهایی چون انارهای بالدار روی پایه ستون ها، جانورانی با ویژگی های عجیب از جمله جواهرات با نوارهای مواج که دور سر، گردن و بدنشان بسته شده است، و موجودات ترکیبی از جمله اسب بالدار و سگ پرنده  با دم طاووس، دارند. مشخصه ی بارز سبک هنری ساسانی در هنرهای تزئینی، واحدهای تکی یا تکراری از نقوش مجزا یا یک جفت نقش روبرو یا پشت به پشت است. مشخصه ی دیگر آن حالت شاهانه، سبک بدن،  چشم درشت خمار طلایی و نیم رخ آراسته به یک جفت شاخ بزرگ خمیده است که به طرز با شکوهی از روبرو تصویر شده اند. این ویژگیها به جانورانی اهلی تعلق دارند که در نوع خودشان بهترین هستند. جلوه ی مشابهی از شکوه شاهانه و وقار، مشخصه ی بارز نقش مایه اصلی نمونه های دیگر هنرهای تزئینی است که در کارگاه های ساسانی تولید شده اند. انا جروسلیمسکایا از موزه ارمیتاژ (1993) به تازگی اهمیت این نقش مایه ها را بار دیگر بررسی و توجه را به مفاهیم نجومی، کیهانی و زرتشتی آنها جلب کرده است. اما تفسیر صرفا مذهبی این جانوران نمی تواند کاربرد گسترده و رواج آنها را در جهان غیر زرتشتی توجیه کند(کرتیس، 1389: 112 - 111)
مفهوم نمادین درخت از هر نظر، حتی امروز که در عصری غیر آیینی به سر می بریم با بسیاری از شؤون فرهنگ و زندگی مردم آمیخته است(بهار، 1376: 43) برای گروه های مختلف، درختان متفاوتی، درخت زندگی تعریف شده است. در ایران دوره ی هخامنشی و ساسانی درخت زندگی به شمار می رفته است و نیز درخت نخل، انجیر، درخت سدر، زیتون و چنار در ایران مقدس شمرده شده می شوند(دادور و منصوری، 1385: 100) نمونه هایی از درخت نخل را در زمان ساسانی  در گچ بری های بیشاپور می توانیم ببینیم که درون این کنگره ها یک درخت خرمای تزئینی سربرافراشته، هر نخل دو جفت برگ خرما به شکل بال دارد که یکی در بالای دیگری است بال های  برگ خرمایی امکان دارد اصیل ترین شکل برگ خرمای تزئینی ساسانی باشد(پرادا، 1357، 308) روی مهرهای ساسانی نیز نقوش گیاهی مربوط به درخت نخل که مقدس بوده و دو جانور شاخ دار در دو سوی این درخت ایستاده اند دیده می شود(دادور و منصوری، 1385: 103)
گل نیلوفر در اساطیر ایران و هند تصویری از مادینه ی هستی، آفرینش و خلوص تجسم یافته است. نکته مشترک این نماد در ایران و هند به خاطر جنبه معمار گونه این نقش است. البته در هنر هند این گیاه بیشتر در بناهای سنگی، زیر پای خدایان اساطیری تصویر می شود؛ در صورتی که در ایران این سمبل به صورت نقوش برجسته به نمایش درآمده است(دادور و منصوری، 1385: 271) در اساطیر کهن ایرانی نیلوفر گل ناهید به شمار می رفته و ناهید تصور اصلی مادینه ی هستی در روایات دینی ایران قدیم بوده است که از جهاتی با معتقدات هندیان باستان مشابه است. سابقه کهن و اساطیری نیلوفر نزد ایرانیان و هندیان به حدی است که آثار نیلوفر هشت و دوازده و حتی هزار برگ را در معماری و آثار باستانی این دو قوم به وضوح می توان دید. در روایات کهن ایران گل نیلوفر (لوتوس) را جای نگه داری تخمه یا فر زرتشت، که در آب نگه داری می شد، می دانستند و از این رو، نیلوفر با آیین مهری پیوستگی نزدیک می یابد. درباره ی تصاویر مربوط به گل نیلوفر در زمان ساسانیان باید به نقش منصب یافتن اردشیر اول از اهورامزدا روی کنگره های ساسانی یاد کرد. درتصویر زیر پای میترا سمبل گل نیلوفری جای گرفته که، نشان آفرینش و زندگی است و نقش مذهب در قدرت شاهی را نشان می دهد. (همان، 1385: 106 - 104) قدیمی ترین نقشی که از نیلوفر به دست آمده، در نقش برجسته عیلامی در شوش می باشد این موتیف در نقش برجسته های آشوری نیز پیداست  و در دوره هخامنشیان در دیوارهای آپادانا و پلکان سه دروازه دیده می شود. این نقش می تواند با شعاع های خورشید در ارتباط باشد و به مظهر کمال و نیروی حیات بخش آن وابسته باشد. 12 عدد پره های نیلوفر در ارتباط با 12 ماه سال است نیلوفر محل تولد ایزد میترا نیز می تواند باشد.
در زمان ساسانیان روی یک سری از گچ بری های تیسفون و بیشاپور نقش روزت های ساسانی که همان گل نیلوفر است دیده می شود. نکته مهم در این تصویر قرار گیری این نقوش در طرح ها و موتیف های گرد است(پرادا، 1357، 307 - 306) نمونه های ارزنده نقش گل لوتوس متعلق به کاخ چال ترخان ری و اینک در موزه ایران باستان موجود است. نیلوفر دارای زیبایی منحصر به فرد و ضمنا سمبل و تجلی و نمودی از علائم مقدس و مذهبی است(کیانی، 1376: 97) در بین نقوش گچبری چال ترخان نقش آناهیتا بر روی چند خشت مربع با آرایش مو و گردن بندی بر گردن با آرایش گل لوتوس را شاهد می باشیم(کیانی، 1376: 103) گیاه لوتوس (سدر یا نیلوفر آبی) که میترا بر رویش ایستاده، یک گیاه وزین با ساقه ی ضخیم با یک گل باز است. چنین شکل گلداری در هنر ساسانی منحصر به فرد است. این شکل, به سبک ستون های لوتوس در حال روییدن که در سنگ نگاره های اولیه ی هند دیده می شوند, بسیار نزدیک است. لوتوس در حال روییدن میترا, شبیه گندهاره های اواخر بودایی است. گل نیلوفر, از زمان های بسیار قدیم در هند, سمبل خورشید بوده است؛ چون با اولین پرتوهای خورشید باز می شود و در هنگام غروب, بسته می گردد(احمدی دزفولی، 1386: 98)
انار از مقدس ترین درختان است و تقدس خود را تا امروز در میان ایرانیان نگاه داشته است و تک درخت انار نزدیک, امازاده ها و بر بالای تپه ها و کوه ها، همواره مقدس است و به آن دخیل می بندند. انار, برای رنگ سبز تند برگ هایش و نیز برای رنگ و شکل غنچه و گل آن که مانند آتشدان است, همیشه تقدیس می شده است. پردانگی انار, نماینده ی برکت و باروری است و نمادی از باروری آناهیتا می باشد. انار یک نماد تزئینی در هنر شرق است. اما میوه ی انار, در داخل برگ پالمت (برگ نخل) مختص دوره ی ساسانی است و در اواخر دوره ی پالمت های شکافته شده, به صورت یک جفت بال در می آیند که نماد باروری و حاصلخیزی است و جنبه ی روحانی دارد(احمدی دزفولی, 1386: 204)
مرغِ پیک باران که در دوره ی اسلامی به صورت طاووس جلوه‏گر شده از روزگار ساسانیان در هنرهای ایرانی جایگاه والا داشته چون مرغ آناهیتا (ناهید) ایزد آب بوده است؛ (منزلت طاووس، که بومی ایران نیست، در اسطوره‏های ایرانی ریشه در اساطیر هند دارد که وجوه مشترک آنها اندک نیست. در اساطیر هند، طاووس «آواتار» و تجسد و مظهر ایندرا ایزد باران است)(پرهام، 1387: 43) ایزد بهرام، فرشته ی پیروزی و نگهبان فتح و نصرت، در هفتمین تجلی خود در پیکر «وارغن» که مرغ مرغان نامیده شده و صفات شاهین را دارد و از زرتشت حمایت می کند ظاهر می شود که بعدها نماد فر کیانی می گردد(دادور و منصوری، 1385: 111) پیوند دیگر میان مرغ و گیاه در نقشمایه تلفیقی «مرغ و درخت» مجسم است که به شیوه یکی از نقشمایه‏های مشهور ساسانی یک جفت مرغ را به رسم سینه به سینه در دو سمت درخت مقدس جای می‏دهد، با این مفهوم رمزی که مرغان پیک‏باران پاسدار درخت مقدس‏اند(پرهام، 1387: 45)
در افسانه های آریایی گاو مقدس و نماینده ی قدرت و نیرو است. از این رو، قدما معتقدند که: زمین روی شاخ گاو قرار دارد و گاو بر پشت ماهی بزرگ و او بر دریاها شناور است(دادور و منصوری، 1385: 62) از جمله تصاویر گاو، می توان به مراسم قربانی گاو در آیین مهر اشاره کرد؛ در تخت جمشید که شیر نماد مهر بوده که در حال جنگ با گاو است(دادور و منصوری، 1385: 67) در ایران باستان، شاخ گاو ماده علامت رسالت، عقل و علامت خورشید یا ماه بود است. تصویر گاو ماده در سر ستون های تخت جمشید دیده می شود؛ همچنین نقش گاو را می توان روی مهرهای هخامنشی نیز مشاهده کرد. ریتون ها و ساغرهای شاخی شکل، از زمان اشکانیان نیز نمونه دیگری از کاربرد تصویر گاو در ایران است(دادور و منصوری، 1385: 64) در زمان ساسانیان نقش گاو را بیشتر روی سکه ها و مهرها می توان یافت که در این نقوش گاو به صورت ساده و همراه ماه در بعضی جاها نمایان است؛ مانند اثر مهرهای مسطح قصر ابونصر فارس(ریاضی، 1375: 205)
در معنای سمبلیک، اسب به معنی آزادی، انرژی خورشیدی، پیروزی، تحمل، سرعت و ... آمده است. در باورهای قومی و اساطیری در نشانه های نجابت خانوادگی، آماده برای هرگونه خدمت در زمان صلح و یا جنگ است. در فرهنگ ایران به ویژه اسب و گردونه، از زمان های کهن استفاده شده است. مهر از جمله ایزدانی است که بر گردونه ی مینوی نشسته است. ایزد بهرام در سومین تجلی خود به صورت اسبی سفید و زیبا ظهور کرد. از لحاظ طرح کلی شهر شوشتر به شکل اسب است(دادور و منصوری، 1385: 69 -68) در دوره هخامنشیان و پارتیان نیز تصاویری بر جای مانده است. نقوش اسب در دوره ی ساسانی بیش تر روی ظروف سیمین و زرین ترسیم شده است(همان، 1385: 71)
درباره ی نقش گراز و این که این حیوان در ایران باستان چه نقشی داشته، چیزی که باید به آن تکیه کرد اهمیت این حیوان در جنگ ها است و بیشتر روی مهرها و گچ بری ها نقش آن را به صورت نیم تنه یا به صورت کامل در حال جنگ با سربازان یا با شاه می توان مشاهده کرد، این جانور دارای نیرویی فوق طبیعی است و سر این حیوان تجسمی از ورثرغن، خدای جنگ و پیروزی است. (پرادا، 1357، 309) در دوره ساسانی این نقش علاوه بر روی مهر و گچ  در ایوان سنگی طاق بستان هم ترسیم شده که صحنه شکار گرازها به صورت جمعی توسط خسروپرویز را نشان می دهد(دادور و منصوری، 1385: 90 - 89)
شیر نماد سلطنت، نیروی شمسی و نور است(کوپر، 1380: 235) شیر در باورهای قومی و اساطیری، نشان گر باروری زمین محسوب می شود(دادور، 1385: 74) شکار شیر در نقوش ایران تسلط و شجاعت شاهان را نشان می دهد. سر شیر در جام های ایرانی مظهر هوشیاری و مراقبت و اندام پسین شیر با شکل عضلانی اش مظهر قدرت است. شیر با نماد خورشید در ایران اشاره به ساکن شدن قدرت خورشید در این حیوان دارد(دادور و مبینی، 1388: 53) از معناهای سمبلیک شیر می توان: آتش، ابهت، پارسایی، دلاوری، سلطنت، سبعیت، مراقبت را نام برد. این حیوان در باورهای اساطیری نشان گر باروری زمین محسوب می شد. این جانور تقریبا در کلیه ی تمدن های خاور نزدیک سمبل قدرت و سلطنت به کار رفته و با قدرت خورشید برابری کرده است(دادور و منصوری، 1385: 74) بر روی مهرهای مسطح قصر ابونصر فارس از دوره ی ساسانی نقش شیر هم دیده می شود. هم چنین بر روی بشقاب های سیمین، جام ها، تنگ ها حیوانات اساطیری چون شیر همراه درختان و نقوش گیاهی وستاره هشت پر حک شده است(دادور و منصوری، 1385: 82 – 81) شیر به عنوان پادشاه درندگان و حیوانی پرقدرت از دیرباز مورد توجه‏ ایرانیان بوده و اغلب نمادی از شوکت و جلال،سلطنت،قدرت و عظمت‏ پادشاهان شناخته شده است: «شیر،این حیوان پرقدرت و نجیب از دیرباز همآورد شاهان بوده است و در نقوش تخت جمشید،ظروف‏ نقره ساسانی، قالی‏های‏ شکارگاه قرن دهم هـ/ شانزدهم م. همه جا شیر را در جدال با دلاوران می‏بینیم. شیر،مانند یوز و ببر و پلنگ‏ که همیشه در کنار پادشاهان‏ بوده‏اند،به صورت یک نماد سلطنتی درآمد و دست‏کم‏ نشانه‏ای شد از شجاعت و قدرت» از آنجا که نقش شیر علاوه بر نشان سلطنتی‏4در هنر آریایی نیز نمود یافت،به عنوان مظهر آریایی نیز شناخته شده است.«نقش شیر مظهر و نشانه آریایی‏های کهن‏ و بالاخص شاخص و سمبول ایران و ایرانی بوده و موضوع شیر بستگی و ارتباطی خاص با معتقدات آنها داشته‏ است که ملل آن روزی جهان هم آن را به‏ خوبی می‏شناخته‏اند.» در دوره‏ی هخامنشی،مبارزه‏ی شاه‏ با شیر،به مثابه قدرت شاهی در نقش‏ برجسته‏ها و مهرها حک شده،در زمان‏ ساسانیان،شکار شیر و مبازره با آن به‏ عنوان یکی از مظاهر قدرت و زورمندی‏ پادشاهان محسوب می‏شده است. در دوره‏ی اشکانی و ساسانی نیز همچنان نماد شیر حفظ می‏گردد. قطعه پارچه‏ای از اواخر دوره‏ی ساسانی از آسیای مرکزی به دست آمده که‏ احتمالا مربوط به ایران است. در این پارچه که به شکل دایره‏ است نقش سر شیری مشاهده می‏شود که به صورت انتزاعی از پرنده(یا موجود بالدار)روبروی هم تشکیل‏ شده و به نوبه‏ی خود بسیار جالب است.
شیر، یکی از نمادهای مهری است‏ که از جهات مختلف مرتبط با مهر و آیین‏ میتراییسم شده و به عنوان نماد میترا، خورشید،آتش،ابدیت و به عنوان نگهبان‏ در این آیین شناخته شده است.در درجه‏ی‏ نخست به مثابه نماد میترا در نظر گرفته‏ شده است.قائم مقامی متذکر می‏شود که: «در اجتماعات آریایی،شیر مظهر ایزد مهر بوده و چون مهر خود سمبول آریاییان کهن‏ بوده است ملل آن روزی جهان هم شیر را شاخص و نشان آریایی‏ها می‏دانسته‏اند که‏ بعدها علامت پادشاهان ایران شد.»7این اعتقاد از تصویر نبرد شیر با گاو در تخت جمشید قوت گرفته است.«در اینجا محتملا شیر،مظهر مهر و روشنایی و گاو مظهر ماه است،و دریده‏شدن گاو به دست شیر در تخت‏ جمشید برابر دریده‏شدن گاو به دست مهر در دین مهرپرستی است.»8 جهانگیر قائم مقامی با مقایسه‏ی این دو صحنه با یکدیگر معتقد است‏ که آنها از یک منبع و داستان سرچشمه و الهام گرفته‏اند،که به عللی تصویر شیر به جای صورت مهر گزاده شده است.»9بنا بر این در حجاری تخت‏ جمشید که شیر،گاو را می‏کشد در واقع به منزله‏ی فائق‏آمدن خورشید یا مهر است.او را می‏کشد تا گیاهان به وجود بیایند.پس در اینجا شیر، هم به‏ عنوان نماد مهر ظاهر می‏شود و هم نمادی از خورشید، یا حقی در جایی این‏ طور خاطر نشان ساخته است: «شیر که مظهر قدرت و توان و نیرو است با اسب،هر دو مظهر و نماینده خورشید بودن» بنا بر این شیر به عنوان نماد خورشید نیز مطرح می‏گردد(خودی، 1385:  98 -97)
علاوه بر این به صورت نشانه‏ی آتش نیز پنداشته شده است. البته‏ درباره‏ی آتش و نقش آن در آیین میتراییسم آگاهی‏های اندکی داریم.و رمازرن این مسأله را این‏گونه تفسیر می‏کند:«غرض از آتش در دین میترا کنایه‏زدن به آتش سوزی جهان در روز آخرت است که در آن چشمه‏ای‏ آتشین جهان را به سوختن خواهد کشانید و نادرستان در آن آتش از میان‏ خواهند رفت.» ولی خیلی ساده‏تر می‏توان گفت که شیر نماد آتش است‏ و آتش نیز نماد خورشید و این مسأله که خورشید پاک‏کننده‏ی همه چیز است.همان است که آتش همه را در پایان جهان،پاک می‏کند و ناپاکان‏ در آتش می‏سوزند اما نیکان و پارسایانی برجا می‏مانند.همچنین مارتین‏ ورمازرن درباره‏ی شیر با معنای نمادین آتش که از آیین مهرپرستی شکل‏ گرفته،این توجیه را می‏آورد که: «دو عنصر آب و آتش با یکدیگر مبارزه‏ای‏ مستمر و آشتی‏ناپذیر دارند. به این دلیل سالکانی که در مراحل طی طریق‏ به مقام شیری رسیده‏اند (شیر: سمبل آتش)، برای شست و شوی بدن خود از آب استفاده نمی‏کنند و به جای آن عسل به کار می‏برند.» در آیین مهر، از ورود به جرگه مهردینان تا مراسم تشرف و اهلیت، هفت مرحله است.در این هفت مرحله،به ترتیب نام‏های کلاغ xaroC ، پوشیده suihpyrC ،سرباز،شیر oeL پارسی sesreP ،پیک‏ خورشید sumordoileH و پدر retaP بر سالک و رهرو نهاده می‏شد.منصب شیر،به عنوان چهارمین مقام یا مرحله بوده‏ است.«یکی از وظایف شیر مردان در مهرابه، تیمار و مواظبت‏ از آتشدان‏ها بوده تا آتش مقدس پیوسته خوراک داشته و خوب‏ بسوزد.» در آثار هنری مهری باقی مانده نقش شیر فراوان است که‏ گاه در حال خدمتگزاری هستند و گاه در حال اهدای هدایا به‏ حضور میترا و در هر حال به میترا بسیار نزدیکند.به قول تناولی، شیر«نگهبان میترا در مذهب میترایی است و مقام والایی دارد.» از آنجا می‏توان به این نتیجه رسید که نماد شیر و خورشید که‏ در طی سال‏ها به طرق مختلف باقی‏مانده ترکیبی از نماد مهر یا میترا( خورشید)و نگهبان آن( شیر)بوده است؛این باور در مورد شیر هم‏چنان حفظ شده،به طوری که از تجسم آن به‏ عنوان محافظ دروازه‏ها و هم‏چنین سرحفاظ دور کاخ‏ها و عمارات‏ و نوک کشتی‏ها و ساده‏تر از همه درکلون خانه‏ها نقش بسته‏ است.جالب اینجاست که در اکثر موارد تنها از شیر،که نشانه‏ای‏ بارزتر از شجاعت،درندگی و دلاوری بوده،به عنوان شیر محافظ استفاده شده است(خودی، 1385:  99) در نقوشی که شیر جنبه‏ی تهاجمی داشته و جانورانی دیگر را می‏بلعد، نمایانگر سلطه و قدرت مرگ است بر موجودات زنده و مفهوم نمادین مرگ‏ را بیان می‏کند و فایق‏آمدن بر شیر یعنی زندگی مجدد؛از طرف دیگر، می‏توان آن را ارتباط داد با زروان،از آن جهت که«شیر قدرت فایقه‏ای در امر کشتن دارد و سر زوران خدای زمان را نیز به صورت شیر می‏کشیدند،که‏ نمادی از قدرت مرگ‏آور زمان بود.» و در همین رابطه شاید بتوان شیر را در ارتباط با خدای زمان(زروان)نماد جاودانگی و زمان بی‏پایان دانست. درباره‏ی نماد دلاوری و شهامت در همین حد می‏توان بسنده کرد که«شیرهای سنگی را روی قبر جوانان که با شهامت و شجاعت کشته‏ می‏شدند کار می‏گذاشتند.» و اما گذاشتن شیرهای سنگی روی قبرها با توجه به قیودات مذهبی اسلام در منع استفاده از مجسمه،این گمان را برمی‏انگیزاند که این سنت مربوط به گذشته‏های بسیار دور بوده و به عنوان‏ نگهبان و محافظ همان‏طور که در آیین میتراییسم اشاره شد-گماشته‏شده‏ باشد.چناچه در کاوش‏های باستان‏شناسی همدان شیر سنگی به دست‏ آمده که«به نظر می‏رسد برای حفاظت معبد آناهیته‏[اناهیتا](الهه آب و باروری)کار گذاشته شده باشد. نکته‏ی بعدی،ارتباط نماد شیر با علائم نجومی است و این امر از آنجا ناشی می‏شود که تصویر شیر گاهی به صورت علامت نجومی و با علائم‏ خاص این علم تصویر شده نشان دهنده‏ی ارتباط تصویر آن با برج اسد (ماه مرداد)بوده است و این ارتباط به ویژه در نقشمایه‏ی شیر و خورشید در کنار یکدیگری،نمود یافته است.در این باره«حدس زده‏اند که شاید یک‏ پادشاه طالعش برج اسد بوده،و او صورت طالع خود را بر سکه‏ها نگاشته‏ است.اما حقیقت این است که میان برج اسد و آفتاب رابطه‏ای علمی‏ و نجومی برقرار است.بدین ترتیب که در عرف منجمان برج اسد،خانه‏ خورشید است.زیرا هر کدام از بروج دوازده‏گانه یک یا دو خانه مخصوص‏ داشته است.» از این رو گذشته از نقش شیر و خورشید که از نظر نجومی‏ با یکدیگر مرتبط اند، نقش شیر را نیز به تنهایی می‏توان نمایانگر برج اسد دانست(همان، 1385:  99)

.:: ::.


 

Powered By blogfa.com Copyright © by symbol0
This Themplate  By Theme-Designer.Com