
ن : محسن

ت : چهارشنبه سوم اسفند 1390

ز : 23:19
در هنر ساسانی، همواره حضوری از نیروی مافوق طبیعی در قالب نماد رخ می نماید و پیوسته جهان خاکی آدمیان را با الهیات پیوند داده است. در این دوره پشت هر نقشی الگویی کهن وجود دارد که به صورت نمادین خود را ظاهر می سازد. تجسم اهورامزدا غالبا به صورت انسان بال داری در آثار هخامنشی و ساسانی به چشم می خورد.
در تمدن بینالنهرین، آشور( آسور) خدای بزرگ و محافظ کشور آشور است. قرص بالدار او را احاطه کرده است و کمانی بر ضد دشمنان دارد. وی حامی جنگ و سپاه کشور خود است (جیمز هال، : 327) دیسک بالداردر فرهنگ ایران نماد اهورامزدا یا اورمزد در معنی نور است(کوپر، 1380: 52) ایرانیان پیرو دین زرتشت برای نیروی مینوی هیچ نشانی را بهتر از نماد فروهر نیافتند( شایسته فر، 1387: 112).
فروهر، که در اوستا فَرَوشی و در فرس هخامنشی فرور یا فرود گفته شده، یکی از نیروهای نهانی و معنوی است که در تمام مخلوقات و موجودات دنیایی بیکران وجود دارد؛ روح هستی است که در نهاد انسان و روییدنی ها و تمام ذات جهان موجود است. این عالم هستی، این محیط زیست، پر از فروهران نیکو است و این فروهرانند که گیتی را آباد ساخته و نگهبانی می کنند(جهانگیری نجمی، 1363: 24) کلمه فروهر از دو بخش «فره» فره ایزدی یا نیروی خدادادی و «وهر» یعنی پیش برنده و تعالی بخش است و مجموعا به مفهوم نیروی خدادادی پیش برنده انسان می باشد(سروش پور، 1384: 93) فروهر در دین زرتشتی، نیرویی است که اهورامزدا برای نگاهداری آفریدگان نیک ایزدی از آسمان فرو فرستاده است و آن نیرویی است که سراسر آفرینش از پرتو آن است(ریاضی، 1375: 149). در طاق یستان اهورا مزدا با عنصر ستاره، نقش اندازی شده است. بی گمان، ستاره نمادی است که در آبان یشت روی نوارهای تاج آناهیتا آمده است و در اینجا در شنل او ظاهر می شود(احمدی دزفولی, 1386: 140) اندیشه ی پدید آوردن نقشهای اهورامزدا از راه همان تصویرهای مظهری (سمبولیک) صورت پذیرفت. سکه ها کلیه مراحل پیدایش نقشها را در نطر مجسم می سازند. مدتهاست که این نکته روشن شده که بخشهای افسر شاهی شاهنشاهان ساسانی دارای نشانه های مظهری معینی بوده که با آیین زرتشت پیوند داشته است. افسر شاهی اردشیر نشانه ای است از اهورامزدا. این نقشها در روزگار شاهنشاهی هخامنشیان پدید آمد و برای نخستین بار نقش ایزد بزرگ زرتشتیان تصویر گشت(لوکونین، 1384: 71)
نام آناهیتا بلافاصله پس از اهورامزدا و پیش از مهر ذکر شده است. آناهیتا همان مادر خدای کهن است که تصویر او در پاره ای از اشیاء دیده می شود و مؤید این نظر کناره های برخی از بشقاب های خاص تشریفات دینی است که با شکل ماهی و درخت انار دو مظهر این خدای آب و فراوانی تزئین گردیده است(گریشمن، 1371: 48) آناهیتا سرور همه ی آب هاست و از آنجایی که نیرومند و زیبا است، الهه عشق و باروری و مادر خدا نیز به شمار می آید. تصویر این ایزد بانو در زمان ساسانیان در نقش برجسته ها و بر پشت سکه ها که تاجی کنگره دار دارد دیده می شود و در واقع ویژگی مادر خدای ایرانی آناهیتا داشتن تاج و برسم است. کتیبه های عهد ساسانی نشان دهنده مقام ارجمند آناهیتا در این دوره است(کریمی، 1381: 114) آناهیتا بارور کننده زهدان ها، دشمن پیروزمند دیوان، جادوان و پری هاست. شهریاری می بخشد، یاور انسان ها است، بخشنده فره است. او حامی مؤمنان و دشمن دیو پرستان است(بهار، 1375: 395) نیلوفر و انار از مظاهر او هستند(سوداور،1384: 78) آناهیتا، رودی مینوی است و هم ایزد بانوی نگهبان آب ها است که به صورت دوشیزه ای زیبا و نیرومند آشکار می شود(رستگار فسایی، 1383: 170) در نقش برجسته نقش رستم نزدیک تخت جمشید، نرسی شاه ساسانی حلقه سلطنت و فر را از آناهیتا دریافت می کند. دو نقش از ناهید در طاق بستان دیده می شود که یکی روی سرستون و دیگری درون طاق می باشد؛ پیکره درون طاق چهار متر ارتفاع دارد. ناهید در این تصویر تاجی مروارید نشان بر سر دارد با تن پوشی بلند و آویزان تا روی پا و جامه ی سنگینی روی دوشش افتاده که لبه ی آن با رشته های مروارید زیور یافته و یادآور وصف ناهید در آبان یشت اوستاست که جامه ای از پوست ببر (بیدستر) بر تن دارد. در دست او کوزه ای است که، از آن آب می ریزد که وابستگی او را به آب ها نشان می دهد. نمونه هایی ازتصاویر این الهه آب روی ظروف سیمین ساسانی نیز نقش شده که الهه آب را به همراه خدای خورشید و ماه نشان می دهد و به وسیله عقاب نگه داشته شده است(دادور و منصوری، 1385: 132 - 131) تصویر دیگر آناهیتا در این دوره، صحنه ای گیرا روی یک کوزه ی سیمین، بانویی را با هاله ای دور سرش نشان می دهد که در یک دست کبوتری و در دست دیگر خوشه ی انگور دارد و زیر پای او دو طاووس است که هر سه از نمادهای مهری هستند. این کار مربوط به زمان اشکانیان یا شاید ساسانیان از روی کارهای اشکانیان است(دادور، 1385: 130)
آب نماد تطهیر و نوزایی و نیز نماد باستانی برای زهدان و باروری است(هال، 1383: 195) ایرانیان باستان، عناصر مفید و سودمند را که به نحوی در زندگی موثر بودند، مقدس داشته و ایزدانی را نگاهبان آنان می دانستند؛ آب نیز به عنوان یکی از چهار عنصر سازنده، مولد و حیات بخش جهان از دیر باز نزد ایرانیان مقدس و ایزدی به شمار رفته است. در سراسر کتاغب اوستا نیز با تقدیس از آن سخن رفته است(عفیفی، 1374: 401) آب از عناصری است که، نزد ایرانیان مقدس و ایزدی شمرده می شده است؛ از این رو بارها در اوستا به اهمیت تقدس آن اشاره شده است. در «آبان یشت» و «تیریشت» درباره ی آب سخن رفته و «آناهیتا» (به معنی پاک و بی آلایش) یا ناهید، هم چون ایزدبانوی بزرگ آب و باروری، ستایش شده است(دادور و منصوری، 1385: 115)
آتش، مظهر نور و گرما و نماد زمینی خورشید است. آتش به دلیل پاکی و پاک کنندگی، درخشندگی، نظافت و نیرومندی و فسادناپذیری در نظر زرتشتیان، کامل تریین نشان خداوندی است. در زمینه سمبل و نماد آتش چیزی که باید در نظر گرفته شود تجسم یافتن آتش در کنار الهه ها و شاه است که نمونه ی آن را در سکه ی بهرام دوم دیده می شود؛ این تصویر شاه را رو در روی الهه آناهیتا با یک کلاه به شکل عقاب یا باز نشان می دهد، که صحنه ای از شاهی یافتن را به نمایش می گذارد. در خصوص نقش آتش نمونه دیگر مربوط به ایزد مهر است که هنگام زایش از سنگ مشعلی در دست چپ دارد که نشانه روشنایی است(دادور و منصوری، 1385: 120) بزرگداشت و نیایش آتش، در زمان های بسیار باستان، میان آریایی ها وجود داشت. آریایی ها عقیده داشتند که آتش اساس و جوهر زندگی و هستی بوده و می پنداشته اند که میان آتش و نبات رابطه ای وجود داشته است. همچنین می انگاشتند که میان آتش و روح نیاکان ارتباط نزدیکی موجود است(عفیفی،1374: 406) در پرستشگاه پارسی آتش به مفهوم مرکز مقدس، جایگاه الوهیت و نور الهی در جان انسان است؛ نیروی شمسی است، آتر ( (Atar نماد آتش الهی در آسمان و چوب است. تداعی کننده نظم و قانون نیز هست. در آیین زرتشت «همه چیز از آب بود جز تخمه ی مردمان و گوسپندان، زیرا آنان را تخمه، آتش – تخمه است»(بندهشن، درباره آفرینش مادی، بند 17- م)(کوپر، 1380: 5)
میترا کهن ترین واسرارآمیزترین خدای آریایی است. معنای لفظی میترا که با ارتباط و اتصال و دوستی مرتبط است، از نقش اساسی او در وجود جوامع کوچک روستایی و در نتیجه، جامعه بزرگ جهانی حکایت دارد. او را خدای خورشید نیز دانسته اند. در فارسی متأخر «مهر» متحول شده ی لفظ میترا است. مهر در اوستا، در کتیبه های پادشاهان هخامنشی "میثرا" و در سانسکریت میترا آمده است. این لفظ در پهلوی تبدیل به "میتر" شده و ما امروز آن را مهر می گوییم و معنای مختلفی از آن دریافت می کنیم و پیمان ومحبت و خورشید از جمله آن معانی است. نقش میترا در حجاری های طاق بستان، نزدیک کرمانشاه هنوز پابرجاست(دادور و منصوری، 1385: 139 - 138) مهر کسی است که از «نظم» یا «راستی» محافظت می کند(هیتلتر، 1382: 120) یکی از مهمترین وظایف میترا، حفاظت از اقبال شاهانه یا خورنه یا فره است(دادور و مبینی، 1388: 34) در ایران همچون بینالنهرین، توجه به خورشید و خدایان خورشید مورد توجه بود. در آیین مهر و بعدها در آیین زرتشت، مهر(میترا) خدای- خورشید و نماینده خورشید بود(سازمان حوزهها و مدارس علمیه خارج از کشور، 1380: 13-12) مهره (میثره) خدای مهمی در تاریخ بسیاری از کشورهای مختلف در ادوار گوناگون بوده است؛ پرستش او در غرب تا شمال انگلستان و در شرق تا هند گسترش داشته است. مهر که نخست هزاران سال پیش پرستیده می شده هنوز مورد احترام زرتشتیان است(هیتلتر، 1382: 119) دقیقا نمی دانیم که کی و چگونه آیین مهری به روم رفت، اما در زمان کمودوس (192 – 180م)، مهرپرستی یکی از بزرگ ترین آیین های این سرزمین بود و این موقعیت دیرزمانی دوام یافت. البته مهرپرستی رومی شباهت ها و تفاوت های در خورتوجهی با مهرپرستی ایرانی دارد(هیتلتر، 1382: 123) به عقیده شارل یونس: مهر یا میترا از خدایان مشترک هند وایران، خدای روشنایی، حافظ نظم جهان، مدافع حق و حقیقت و تضمین کننده معاهدات و سوگندهاست. مهر نگهبان جهان و در مبارزه بشر با بی نظمی، ستمگری، بد طینتی و دروغ، یار و یاور است. از این رو، جنگ جویی فاتح و در عین حال قاضی و راهنمای پس از مرگ است. (دادور و منصوری، 1385: 48) آیین مهر ایرانی از بابل (در بابل با شمس، خدای آفتاب خودشان یکی دانسته اند) به آسیای صغیر و از آن جا به یونان راه یافت و با پروردگار محلی، خورشید (رب النوع یونانی) ساخته و مورد توجه و محبت عموم قرار گرفت (همان، 1385: 49) در ایران، تصویرپردازی اساطیری تنها به این منظور به کار گرفته شده است که شخصیت خدای «عهد و پیمان» را نمایان سازد و همین گونه تصویرپردازی را در هند نیز می یابیم(هیتلتر، 1382: 120) آثار دیگر مربوط به مهر، نقاشی دیواری در دورا – اوروپوس است که صحنه میترا را در حال شکار نشان داده و مربوط به هنر پارتی است(پرادا، 1357، 272) در مهرابه های بیشاپور نیز تصویری از میترا روی سرامیک به دست آمده است(دادور و منصوری، 1385: 141) چرخ ، خود نمادی ازمهر است. پرتوهای خورشید به پره های چرخی شبیه هستند که محورش هم چون مرکزی بی حرکت نمایان گر مبدأ هستی است و دورش که با پره به محور متصل می شود، به مثابه تجلی آن مبدأ است. حتی امروز از کلمه ی چرخ برای آسمان و از ترکیب (چرخ و فلک) به همین مفهوم استفاده می شود. در آیین میترائیسم، حلقه، خود نمادی از چرخ است. حلقه و اصولا دایره شکل مقدسی بوده و کانون آن مرکز وحدت و مساوات و مبدأیی است که همه چیز از آن نشأت می گیرد(دادور و منصوری، 1385: 124) در نقش برجسته ای در طاق بستان نقش اردشیر دوم را می بینیم که تاج را از دست اورمزد (سمت راست) دریافت می کند. مهر در طرف چپ قراردارد؛ که دارای اشعه خورشید است بر سر و برسم در دست اوست و بر روی نیلوفر که نماد مقدسی است، ایستاده است. مهر در لباس موبدی دیده می شود، اما اردشیر دوم و اورمزد همانند قهرمانان فاتحی هستند که بر روی بدن دشمن مغلوب ایستاده اند. (دکتر شاپورر شهبازی نفر سمت راست را شاپور دوم و نفر وسطی را اردشیر دوم می داند(هیتلتر، 1382: 152) ماه (مه، قمر) مانند خورشید در اساطیر کهن ایران نقش مهمی دارد، زیرا در شب تار در برابر دیو ظلمت، ماه یگانه مشعل ایزدی است که، پرده ی ظلمت را دریده و عفریت سیاهی را رسوا ساخته است(دادور و منصوری، 1385: 55) یک نمونه نقش ماه روی مهر مسطح دوره ی ساسانی (قصر ابونصر فارس) به دست آمده است(ریاضی، 1375: 205) نقش دیگری از هلال ماه، همراه با علایم رمزآمیز بر روی سنگ لاجورد، در مجموعه ی وس – هان دیده می شود. مفهوم این حروف رمز هنوز دانسته نشده است؛ اگرچه آن ها با علایم خانه های کشاورزی و نیز با اشیایی شبیه عَلَم که به وسیله س پاره ای از مردمان چادر نشین به کار می روند پیوستگی داشته است و ظهور آن ها در مهرها نشان می دهد که این علایم یکی از وظایف اصلی و مهر سنگی، یعنی حفاظت دارنده ی آن و آوردن خوشبختی برای وی به کار می رفته اند(پرادا، 1357، 322) همچنین مرتبه پنجم کیش مهری «پارسی» است با نمادهای خوشه غله و داس، زیرا دارنده چنین مرتبه ای را «نگاهبان میوه» می نامیدند(هیتلتر، 1382: 1136) که مانند ماه و ستاره ای است که در تاج ساسانی دیده می شود. تصاویری نیز از نقوش ماه و ستاره از دوره ساسانیان بر روی مهر و سکه به دست آمده است.